ناتمام

 

 

وقتی چمدانت را می بندی تا بروی جایی دور ...
همیشه چیزی جا می ماند درخانه یا در اتاقی که دوستش داری،
چیزی شبیه به حسی گم شده که دوباره بر نمی گردد.

اما من حالم خوبست!

 

 

 

/ 6 نظر / 19 بازدید
آریانا دبیراجلال

میان توصیف همه احساساتتان که در اینجا نوشته بودید، این آخری جنسی دیگر داشت. و من بیش از همیشه و هر وقت فهمیدم حال شما را... رفتنی که گاه از سر اجبار، گاه ... بگذار از رفتن نگوییم لیدی، از آن حسی که جا می ماند، یا جاری می ماند بگوییم. حال من هم خوب است. اما ...

آریانا دبیراجلال

لیدی عزیزم یک قاچ هندوانه تقدیم به شما. روز اول دی می چسبد... به همراه 3 عدد بوس

شراره

کجا بانو؟ پس چه به سر حس های معلق می آید؟

زنبق دره

ممنونم خانوم بوک عزیزم. مثل همیشه خوشحالم کردی. ما هم یک قاچ از آن هندوانه ء آریانا هوس کردیم. انارمان را هم با هم قسمت می کنیم و یک روز درست و حسابی دیگر برای خودمان درست می کنیم. با حال خوب البته...و سه تایی

زهرا.م

گاهي وقتي كه نه چمداني هست و نه رفتني باز هم حس مي كنم چيزي جا مانده است. حالت خوب بماند و بهتر شود.