آهنگ زندگی

 

ساعت ده و دو دقیقه صبح یکشنبه باران می بارد و ابرهای سنگین و خاکستری تمام آسمان را در تسخیر خود درآورده اند. من اما دلگیر نیستم نه از ابر نه از باران نه از این روزهای بی شماری که رفته اند. این روزها اغلب چای که برای خودم می ریزم روی میز سرد می شود! و وقتی برمی گردم نگاهم روی نقطه ای ثابت می ماند که از دستمان رفته است. نه، افسوس نمی خورم حداقل دیگر این طور نیستم. فقط جای ِخالی ها زیاد شده اند. امروز برای ناهار ماهی آزاد می خوریم!  و این آ ز ا د ی دلچسب است. " آ" برای ارسال سریع مدارک دانشگاهی اش در راه تهران است و تهران باران می بارد و می گویند آن بالاها برف هم باریده است.و بزرگ مرد کوچک این روزها سرگردان تر شده است! و ما چشم هایم پی چیزی می گردد از جنس عشق وقتی که کیمیا شده است. من با آهنگ زندگی هیچ مخالفتی ندارم اما گاهی فراموش می کنم که من هم همراهم با روزها و شب هایش که به شکل بی رحمانه ای خالی و تکراری می گذرند. و این حرف ربط کوچک این " و" که ما را به هم وصل می کند. اگر نباشد آیا مفهومی از دست رفته است؟

                              " یادت بخیر شادمانی بی سبب "
                                                                                           سیدعلی صالحی

 

/ 9 نظر / 12 بازدید
بوي كاج

شما خود مفهومید. و ارتباط گاهی اگر نباشد ضمنی وجود دارد. گاهی هم هست و وجود ندارد. تنها چیزی که مهم است کیفیت حضور شماست. هرچقدر هم که بخواهد کمرنگ باشد..هست.

زنبق دره

خانوم بوك عزيزم اميدوارم آ به سلامت رسيده باشد و برگشته باشد پيش شما. برميگردم و برايت مي نويسم.

اجلال

روز های خوب در راهند عزیز من. و شادی های بی سبب. :) مشتاق دیدار شما بودم لیدی شعر باران

خدابیامرز

سلام علیکم بعضی چیزهای دلچسب همان بهتر که موقتی باشند. که مزه اش زیر دندان آدم می ماند و خاطره ای است. "واو" مفهوم تازه ای نمی آفریند. مفاهیم در دوسوی آن و همواره به تنهایی، وجود داشته و باقی اند.

سید مجیب

سلام بوی واو آیا بوی وصل است یا .... این راز سر به مهریست که باید کشف کرد

رامک

گاهی عشق دقیقا در همین لحظه ای جاریست که در دل دعا می کنی آ سلامت به مقصد برسد

ندا

حرف کوچک بی معنی چه قدر زنگیمان وصل است به این "و"

زنبق دره

نمي تونم كامنت بگذارم اينجا چي شده؟