برخورد نزدیک از نوع سوم! "سه "

 

صبح ها از خانه بیرون رفتنش چندین مرحله دارد! اول مدتی با چشم های نیمه باز توی رختخواب می نشیندبعد صدای بازشدن در ِحمام می آید و شیرآب دستشویی برای دقایقی مقابل آینه بی حرکت...
در ِاتاق پشت سرش بسته می شود زمان تقریبا طولانی می گذرد بعد لباس پوشیده از پله ها پایین می آیدبی آنکه مرا ببیند! اغلب شک دارم که کدام از ما واقعی هستیم "من یا  او" لیوان ِآب پرتقال را تا ته سر می کشد تکه ای نان بربری با پنیر و تلفن به صدو سی و سه. گاهی هم بی خداحافظی در را پشت سرش می بندد. مردکوچکم ناراضی ست از همه چیز از من از تو از زندگی گله مند است.

                                                                                     

در سکوت شب قبل پشت پنجره رد تندبرف زیرنور زردرنگ چراغ های خیابان درختی پیدا بود. با یک گوله ی برفی که از مقابل پنجره اتاقش جمع کرده بود آمد پایین گفت، نگا کن بگیرش توی دستات، ببین اصلا سرد نیست! مثل پنبه سبک و نرمه و گلوله ی برفی را گذاشت توی دستهام.

                                                                     "تولدت مبارک بزرگ مردکوچکم"

 

/ 5 نظر / 11 بازدید
عاطفه

این روزا کی از زندگی گله مند نیست؟! تولدش مبارک- با بهترین آرزوها-

زهرا.م

ناراضي نيست؛ شايد فقط ساكت است. آدمي كه ذوق گلوله‌هاي برفي پنبه‌اي را دارد، نميتواند ناراضي باشد.

زنبق دره

حساب كار زندگي دستشان نيست. بعضي وقت ها اين پسرها كمي دير بزرگ مي‌شوند. اگر خانوم بوك را نمي‌ديد كه گوله برفي را برايش نمي‌اورد! تولدش مبارك باشه. چه جالب كه هر دو تو زمستون دنيا اومدن و هر دو هجدهم و بستم ماه. حالا نه اينكه فضول باشم‌ها... نه به جان خودم اما با فاصله چند سال دنيا اومدن؟ والآ آدم ده تا دختر كور و كچل (بلا نسبت آ) داشته باشه يدونه پسر نداشته باشه (آيكون پيرزن غرغرو و فضول همسايه با يه خال گوشتي گنده كنار دماغش)

رامک

از ته دل امیدوارم که نرد کوچکت در سال جدید لبخند رضایت بزند

سید مجیب

هعی بعضی وقت ها وقتی بعضی مردها سکوت می کنند نشانی از دردی عمیق در درونشان هست و ...