کوتاه تر

 

شب، پشت شیشه هاست
چراغ کوچک مطالعه
محدوده ی زندگی ام را روشن کرده است
پشت سرم سکوت ِاتاق
درتاریکی فرو رفته است
در فکرم کسی چیزی می گوید
گوش می دهم.

 

 اینجا،این گوشه ی دنج را دوست دارم که خودم هستم و خودم.
دوستان زیادی ندارم اما همین تعداد اندک هم برایم مهم اند تک تک شان.

دلم تنگ شده بود.

                                                برمی گردم.

 

/ 5 نظر / 7 بازدید
زنبق دره

چه شعر قشنگي خانوم بوك دل ما تنگ شده بود خيلي زياد

ندا

خانوم بوك عزيز چ حس عجيب و اشنايي بود...

رامک

من هم دوستت دارم خانم بوک عزیز

سنگ نبشت

سلام با عرض معذرت حسن (خدابیامرز ) پر کشید و رفت.