غروب دوشنبه

 

بخش کوچکی از سالن روشن است. تکیه دادم به کوسن بزرگ روی مبل.
فقط من هستم وفکرهای پراکنده ی یک غروب پاییزی و تکرار این موسیقی کارن همایونفر

نور زرد‌رنگ یکی ازچراغ های سقفی، تابیده روی تابلوی دیوارتوی سالن.
شقایق ها درعلفزارند
باد می وزد
ساقه های نازکشان کج و راست می شود.





/ 1 نظر / 23 بازدید
زهرا.م

سخت هم که باشد، باز باد می‌گذرد. دل شقایقها گرم به خورشید.