پاییزدلپذیر

 

ما کجا هستیم! گاهی به هم نزدیک و گاه دور ِدوریم.

 پس از بارانی که این چند روز باریدآفتاب ِدرخشان امروز روی برگ های زردرنگ درختان می درخشیدهواسرد ودلچسب شده است.روی کوه ها سرتاسر برف نشسته و تا چشم کار می کندآن دورها سپیدی ست.

روی کفپوش سالن باپای برهنه راه می روم تا مرز آفتاب و سایه درآن طرف سالن پیش می روم و دوباره برمی گردم. پشت پنجره روی انبوه به هم فشرده ی برگ های ریز و سبزرنگ گیاه رونده ای که توی گلدان کاشته ام پر شده بود از قطره های شبنم.

امروز احساس می کردم درونم آرام است.

 

 

دلم تنگ شده بود...

/ 5 نظر / 7 بازدید
رامک

همواره آرام باشی بانو

زنبق دره

دل ما هم خانوم بوك...

ميس پريم

خانم بوك دست خودم نيست هر باز كه پست هايتان را ميخوانم مخصوصن اين اواخر انگار دارم توي بالكني خانه تان را پشت پنجرهتان كه حتمي بزرگ است و پرده هايش حرير است راه ميروم كاش گلدانتان سبز سبز شود كاش ما هم سبز شويم كاش من هم ريشه بگريم دلمون بي نهايت تنگ شده بود

رامک

ممنونم خانم بوک عزیز. بابت کامنت های خوب و ذهنیت خوبی که از من دارید