ده+نه - آسمان وانیلی

آسمان وانیلی

و امروز، روز دیگری ست با تمام صداها و شگفتی های پیدا و ناپیدایش

ده+نه



روی آنتن ِساختمان روبرویی،کلاغی چندبار قارقار کرد و پرید!

تلخ می شوم وقتی صدای اعتراض تو می پیچدتوی منگی خالی ِ ذهنم.
هوای خانه سنگین می شود!
گوشه ی آشپزخانه کنار ِ یخچال جای دنج و همیشگی من
دری باز می شود به بالکن، روبروی صنوبرها
ایستاده بودم که باران گرفت...

باز هم من ماندم و کمی از خودم،
این هوا و صدای کلاغی که پرید.

خانم بوک، می گفت خودش این را خوب می داندکه گاهی به سختی چیزی فراموش می شود.

 

 

+ خانم بوک ; ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸
    پيامها ()