ده + شش - آسمان وانیلی

آسمان وانیلی

و امروز، روز دیگری ست با تمام صداها و شگفتی های پیدا و ناپیدایش

ده + شش

 

همه ی راه یکسره پای پیاده تا ملاقات خودم!

خانم بوک می گفت، گاهی با خودش قرار می گذارد توی پارک!
آنجا که می رسد خودش را کنار فواره های روشن یا در حال قدم زدن می بیند.
می گوید خوشبختی که شاخ و دُم ندارد!
آدم می تواند با چیزهای خیلی خیلی کوچک هم احساس خوشبختی کند.

مثل دیروز غروب، وقتی که داشته تکه های نان را طرف آن غازهای سفید و جوجه هاشان پرت می کرده.

 


 

+ خانم بوک ; ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸۸
    پيامها ()