خواب ِسنجاقک - آسمان وانیلی

آسمان وانیلی

و امروز، روز دیگری ست با تمام صداها و شگفتی های پیدا و ناپیدایش

خواب ِسنجاقک

 

یک روزقبل/ ساعت پنج و بیست دقیقه ی صبح/ هوا نیمه تاریک است. انبوه درختان شبیه به شبحی سیاه به نظر می آیندانگار از دل تاریکی بیرون زده اند.از پنجره روز را تماشا می کنم و عمیقا به زندگی فکر می کنم. حس می کنم روی تخت، سبک و بی وزن نشسته ام.در فکر چیزی نیستم خیالی در سر ندارم. رفته رفته آسمان از آبی تیره تغییر رنگ می دهد و روشن تر می شود. صدای سوت مانند یک پرنده در سکوت ِمقدس صبح به گوش می آید. و در پنجره سیاهی ِپرواز پنچ مرغ هوا درگرگ و میش صبح،شگفت انگیز است. هنوز درختان ِدوکوچه پایین تر سیاه و تیره اند. هنوزهمه جا درسکوتی کشداردرخواب است.


درادامه نوشت:
یادآوری ها گاهی خوبند دوباره خودت را جایی درگذشته پیدا می کنی.


+ خانم بوک ; ۸:۱۳ ‎ب.ظ ; جمعه ۸ خرداد ۱۳٩٤
    پيامها ()