ما، یعنی خودمان - آسمان وانیلی

آسمان وانیلی

و امروز، روز دیگری ست با تمام صداها و شگفتی های پیدا و ناپیدایش

ما، یعنی خودمان

 

ما با عشق مان در هوای ابری و بارانی یک جمعه ی سرد پاییزی چای می خوریم در سکوتی البته منتشر شده درخانه به حدی که صدای یکریز باران را در ناودان بالکن به وضوح می شنویم.و گاهی هم صدای عبورماشینی ازخیابان درختی قاطی سکوتمان می شود و ما دوست داریم که در ادامه همین طورنشسته باشیم من روی این مبل و او پشت به نورکم رمق صبح ابری ...
یک لحظه می پرسد: عزیز ناهار کباب بخوریم؟
با سر و لبخند رضایت جوابش می دهم.
می داند دارم ابر را می نویسم باران را و سکوت جمعه را چقدر دوست دارم. هرچندمحدود و خلاصه شده،حس می کنم بی حرف بیشتر هم را دوست داریم! وقتی آرامش سکوت مان را برهم نمی زنیم.



+ خانم بوک ; ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۱ مهر ۱۳٩۳
    پيامها ()