و بهار... - آسمان وانیلی

آسمان وانیلی

و امروز، روز دیگری ست با تمام صداها و شگفتی های پیدا و ناپیدایش

و بهار...


گاهی صبح پادرمیانی می کند
من کنار می کشم
آفتاب می خزد
روی گل های قالی
ما
به زندگی امید می بندیم.

چناران ِخوشبخت، سرتاسرجوانه های سبزدرسبز شده اند.
همین که خانه اینهمه آرام و بیصداست آدم دلش می خواهدصبح اش را بدهددست کسی که دوستش داردبه اندازه ی عالمی. درسکوت ِمنتشر،تنها صدای گنجشک هاست که بیدارند.

+ خانم بوک ; ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩۳
    پيامها ()