باز باران... - آسمان وانیلی

آسمان وانیلی

و امروز، روز دیگری ست با تمام صداها و شگفتی های پیدا و ناپیدایش

باز باران...



یک
و امروز، درگوشه ی صبح ما همچنان باران می بارد...
اتفاق خوبی که در تابستان، حوالی آسمان ما رخ داده است. دلم می خواهد بی چتردر باران بدوم ، راه بروم و این ادامه داشته باشد تا همه ی صبح های خسته ی تابستان، خنک و دلنشین.

دو
بروم پشت پنجره، آرام و ساکت کنارخانم بوک بایستم به تماشای باران دل انگیزی که در سربالایی خیابان درختی و ردیف چناران خوشبخت همچنان یکریز و مدام دارد می بارد.

 سه
پس از باران این چند روز،آدم دلش می خواهد در هوای صبح مردادی دلش را روی بند پهن کند کنار ملافه های سپیدبی معطلی! آنقدر که امروز صبح اش درحال و هوای روزهای خوب است.



+ خانم بوک ; ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٢
    پيامها ()