پنج شنبه ای - آسمان وانیلی

آسمان وانیلی

و امروز، روز دیگری ست با تمام صداها و شگفتی های پیدا و ناپیدایش

پنج شنبه ای



از خستگی در جزیره روبروی سالن ولو شده ام! صندلی گردان سفیدرنگ، آرام آرام گاهی به راست و گاهی به چپ می چرخد. تقریبا هیچ چیز در ذهن ندارم.خستگی خوشآیندی ست! مقابل چشمانم اشیا یکدست و براق خودنمایی می کنند....
سایه روشنی از نور ملایم عصر روی زیتونی مبل های کنار پنجره ، یله داده است.
نیمی از پنجره ها را پوشیده از پرده های تور، ونیمی دیگر، شمعدانی های قرمزو صورتی.





+ خانم بوک ; ٧:٥٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٢
    پيامها ()