پیش نویس سه - آسمان وانیلی

آسمان وانیلی

و امروز، روز دیگری ست با تمام صداها و شگفتی های پیدا و ناپیدایش

پیش نویس سه

 

تابستان نود و دو

 سمت راست که نگاه کنی سراسر مرکز دیدت هجوم سبزی درخت است و سمت چپ ات دیواری بلندکشیده شده تا بام. پشت سرت نردبان برف تکیه داده به دیوار.
مقابل بادپنکه با موهای خیس نشسته ای یا دراز کشیده ای فرقی ندارد وقتی هیچ خیالی در سر نداری اما فکر چرا! سروصدای گنجشک های گیج و گنگ خسته از یک روز داغ تو را می پراند از فکرهایی که نصفه نیمه توی سرت هی از این طرف به آن طرف جابه جا می شود. از پنجره بوی دریا می آید همراه شرجی هوا در خالی اتاق می پیچد انگاردر پروازی ...
نرمی ماسه ها زیر پاهایت گرمی روبه پایان یک نیمروز تابستانی است. آب تا بالای زانوهایت کشیده می شود،دو مرغ سپیددریایی بی هراس حضورت روی موج ها بالا و پایین می شوند. رفته رفته زیر پایت خالی می شود روی امواج سرگردانی، موهایت را آب به سوی آندولس می کشاند.


+ خانم بوک ; ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩۳
    پيامها ()