و گاهی... - آسمان وانیلی

آسمان وانیلی

و امروز، روز دیگری ست با تمام صداها و شگفتی های پیدا و ناپیدایش

و گاهی...

 

حواسم را پرت می کنم یک طرفی! خودم را گیج می کنم، سرم را کج می گیرم سوت می زنم. به روی خودم نمی آورم حرف را عوض می کنم به آن راه می زنم خودم را، چشمهام را می دزدم. آنقدراین پا و آن پا می کنم که فراموشم می شود داشتم خودم را گول می زدم! با عجله برمی گردم همان جایی که بودم با خودم تنهاهستم.راست و مستقیم زل می زنم توی چشم های خودم.

 

+ خانم بوک ; ٥:۳٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٢
    پيامها ()