ده + یک - آسمان وانیلی

آسمان وانیلی

و امروز، روز دیگری ست با تمام صداها و شگفتی های پیدا و ناپیدایش

ده + یک

 

کسی نمی داند در خانه ی ما چه می گذرد.
ما هم نمی دانیم در خانه ی آنها چه می گذرد!

ای دل غافل ...
خانم بوک، این را که گفت آهی کشید و از پنجره ی ماشین سرش راکمی بیرون برد
و چشمهایش را بست تا قطره های باران صورتش را خیس کند. 
بعد سرش را آورد تُو به پشتی صندلی تکیه داد و آخر حرفهاش همان جمله ای را گفت؛
که من اول از همه نوشتم!

 

 

+ خانم بوک ; ٩:٢٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸
    پيامها ()