حسی آرام... - آسمان وانیلی

آسمان وانیلی

و امروز، روز دیگری ست با تمام صداها و شگفتی های پیدا و ناپیدایش

حسی آرام...

 

امروز باران می بارد و هوا سرد است. اما مثل همیشه در اتاق کوچکم، پنجره بازاست
و من روبرویش نشسته ام.

او رفته است.  " آ " ی دلنشین نزدیک به یک ماه است که از پیش ما رفته است.
و من مدام توی دلم دنبالش می گردم اینجا در گوشه ی امن ومطمئن قلبم.

ناهارتاس کباب لیمو درست کرده ام. نورسفید و مات چراغ بالای سینگ بخش کمی از آشپزخانه را
روشن کرده است. حس آرامی همراه شده با بوی ملایم لیموعمانی در فضای خانه. هُود خاموش است! 

از پنجره ی بزرگ سالن درخت های خیابان به وضوح پیداست.
چنارهای خوشبختِ پاییزی زیر بارانی که آرام آرام می بارد تَر شده اند.

 بزرگ مرد کوچک طبقه بالا توی اتاقش هنوز خواب است.
و سکوت درخانه جولان می دهد!

 

+ خانم بوک ; ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٩
    پيامها ()