گلدان ها حالشان خوبست! - آسمان وانیلی

آسمان وانیلی

و امروز، روز دیگری ست با تمام صداها و شگفتی های پیدا و ناپیدایش

گلدان ها حالشان خوبست!


باد سردی می وزید و مه سراسر خیابان را پوشانده بود.
همین صبح شنبه ای که تنها بودم. پرده را کنار زدم هیچ چیز پیدا نبود نه خانه ها نه درخت ها و نه حتی آسمان. تنها نور زرد رنگ و ضعیف چراغی در خیابان. با عجله لباس پوشیدم و آماده شدم تا این هوای مه آلود را از دست ندهم! توی راه در فکر چیزی نبودم هیچ چیز به جز لحظه هایی که مدام پشت سرم در مه ناپدید می شدند.
موقع برگشت تمام راه را پیاده آمدم. مه تمام شده بودو هوا ملایم بود. دنبال جای پاهای خودم در خیابان می گشتم! از زیر درخت بید عبور کردم. رسیدم به خانه ی متروکه، از کنار درختان انار گذشتم. کمی سرم را خم کردم تا از زیرانبوه شاخ و برگ درخت خرمالویی که در پیاده رو سرازیر شده بود بگذرم! 

                                                **

 بعد از سم پاشیِ چندتا از شمعدانی ها وگلدان حسن یوسفِ " آ " که مدتی حال برگ هاشان خوب نبود و به طرزغم انگیزی به وسیله چندکرم سبزموذی سوراخ سوراخ شده بودند!
امروز،بالاخره گلدان هاحالشان خوبست.                                              

+ خانم بوک ; ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٦ آذر ۱۳۸٩
    پيامها ()