ابر و سایه - آسمان وانیلی

آسمان وانیلی

و امروز، روز دیگری ست با تمام صداها و شگفتی های پیدا و ناپیدایش

ابر و سایه

 

آسمان امروز ملایم بود.
ابر و سایه، بالای سر چنارهای خوشبخت ولانه ی کلاغ ها پهن شده بود!

 آدم وقتی بخواهد برودجایی که دیگرشاید هیچ وقت برنگردد! خیلی سعی کندبا خودش چیزهایی بردارد وتوی کوله اش جابدهد همین کتابِ ماه هفت شب و دفتریادداشت جلد چرمی و خودکارآبی و مداد محبوبش است وهدفون و یکی دو چیز دیگر...
اما باز چیزهایی هست که جا می ماند.چیزهایی که دوستشان داردمثل همین حس نامرعی و دیده نشده ای از رنگ و جنس دوستی که تو آن را یادآوری کردی همان که در دنیای واقعی کمیاب است.

من برگشتم هر چند زیاد دور نرفته بودم :)

 

 

+ خانم بوک ; ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٩
    پيامها ()