نیاش - آسمان وانیلی

آسمان وانیلی

و امروز، روز دیگری ست با تمام صداها و شگفتی های پیدا و ناپیدایش

نیاش

 

کسی در معبدی دور
مرا می گرید،
و در نظرگاهش
مرا رویا می کند.

کسی که آن قدر سحرخیز است
که شایستگی دیدنِ طلوع رادارد

راه می افتم
روی مرزهای جغرافیای جهان
در آستانه ی معبد
بر گیاهی خم می شوم
دست های خدا را می بوسم.

 

" به تمام زبان های دنیا خواب می بینم"   شبنم آذر

 

 

+ خانم بوک ; ٥:۳٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٩
    پيامها ()