آرام آرام ... - آسمان وانیلی

آسمان وانیلی

و امروز، روز دیگری ست با تمام صداها و شگفتی های پیدا و ناپیدایش

آرام آرام ...

 

آرام آرام صبح می شود.
اینجا وسعت آسمان به بی نهایت می رسد!
دیروز وقتی من و آ ازفروشگاهی درنزدیکی خانه کمی خرید کردیم موقع برگشت آسمان ِآبی‌ ِ بی نظیری مقابل مان از پشت درخت های پاییزی از لابه لای شاخه های کم برگ پیدا بود. سمت چپ روی کوه ها پوشیده ازبرف بود. و توده های فشرده ی ابر در پشت خانه ها انگار به زمین رسیده بودند.

در این مدت مثل اینست که کسی مرا میان دو دستش گرفته باشد و محکم تکان داده باشد!
گیج ام هنوز و دورم ازخودم!

اما حالم خوبست اینجا سکوت بیداد می کند.

 

 

 

+ خانم بوک ; ٩:٥٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ آذر ۱۳۸۸
    پيامها ()