بار سنگین کلمات - آسمان وانیلی

آسمان وانیلی

و امروز، روز دیگری ست با تمام صداها و شگفتی های پیدا و ناپیدایش

بار سنگین کلمات

 


بخار رقصان لیوان چای روی میز عسلی...

زمان یک ساعت عقب است!
گاهی تنها چیزی که از روزهای رفته در ذهنم باقی می ماند ثبت جزئیات کمرنگ آن لحظه هاست
که انگار حاشیه هایش فراموش شده اند!
و بعضی اوقات هم عکس ِاین اتفاق می افتدهمه چیز شفاف و روشن است عین روز.
نمی دانم،شاید هم برای تسکین اندوه امروز است که چیزهایی را آن طور که دلمان می خواهد
به یادمی آوریم.

 

پ.ن: گلدان گوجه فرنگی های زینتی  " آ "  را ازروی میز بر می دارم می گذارم درآفتاب.

 

 

+ خانم بوک ; ٩:٤۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸۸
    پيامها ()