هفت - آسمان وانیلی

آسمان وانیلی

و امروز، روز دیگری ست با تمام صداها و شگفتی های پیدا و ناپیدایش

هفت



چقدر هوا سرد شده.

آهی کشیدو همین طور که به نرده های بالکن تکیه داده بود و تماشای باران بهاری
را به شنیدن غر زدن های مکرر  ِتوی سالن،بین اهالی مهربان خانه! ترجیح داده بود؛
گفت،چقدر سخت است گاهی کنار آمدن با این زندگی.

بعد به من نگاه کرد که از سرما خودم را جمع کرده بودم و منتظر تاییدم شد.

از پشت ِشیشه با دست اشاره کردم، بیا تُو بابا! بیا تُو.

 

  

+ خانم بوک ; ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸۸
    پيامها ()