شش - آسمان وانیلی

آسمان وانیلی

و امروز، روز دیگری ست با تمام صداها و شگفتی های پیدا و ناپیدایش

شش

 

 
دیروز تصمیم گرفتم سبزی پلو و ماهی درست کنم.داشتم برنج را آبکش می کردم
 که یادحرفهای آن روز آقای "الف" افتادم...

آن روز برای ما از مزایای ترک سیگار اینقدر شاعرانه می گفت!
که من با خودم فکرکردم که اگر آقای " الف "دستی به قلم می برد حتمانویسنده ی خوبی می شد.  توصیفاتش در مورد اینکه بعد از ترک سیگار چه حس و حالی دارد و شش ماهی می شود که زندگی برایش شیرین شده! چقدر کوه می رود و دیگر از ماندن در مکان های عمومی نمی ترسد چون او را
ممکن بوده در فشار بگذارد که نتواند به قول خودش"سیگاری چاق کند!" و اینکه مزه ی غذا را الان تازه بعد از این همه سال می فهمد...
و همه اینها را در جواب من گفته بود که پرسیده بودم: راستی آن خلاء را چطور پر کردید؟

خلاصه آنقدر زیبا از طعم صبح هایش و رنگ زندگی گفت که من پیش خودم حسابی شرمنده شدم.
یعنی با یک جور اعتماد به نفس و رضایت خاطر.

 

 

+ خانم بوک ; ٩:٤٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸۸
    پيامها ()